پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

روضه خلد برین تربت اهل البیت است

مایه محتشمی خدمت اهل البیت است

آنچه زر می‏شود از پرتو آن قلب سیاه

کیمیائی است که در صحبت اهل البیت است

آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید

کبریائیست که در حشمت اهل البیت است

دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال

بی‏تکلف بشنو دولت اهل البیت است

قصر فردوس جزای عمل ظاهر نیست

که خصوص از جهت شیعت اهل البیت است

کلماتی که به آن توبه آدم پذیرفت

نام‏ها و لقب و کنیت اهل البیت است

از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

سبب بود جهان عصمت اهل البیت است

فیض اگر آب حیات ابدی می‏طلبی

منبعش پیروی سنت اهل البیت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵شد دین خراب این همه فسق جهار چیست
  2. شمارهٔ ۲۶حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
  3. شمارهٔ ۲۷یا رب سببی ساز که آن ختم امامت
  4. شمارهٔ ۲۸سئوال طلعت از آن حضرت ارچه بی‏ادبی است
  5. شمارهٔ ۲۹برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است
  6. شمارهٔ ۳۰بیا بیا که ز هجر تو کار دل زاریست
  7. شمارهٔ ۳۱مردم دیده ما جز به رهت ناظر نیست
  8. شمارهٔ ۳۲دل سراپرده محبت اوست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.