پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

مهر پیغمبر و آلش چه بود تخم بهشت

حق تعالی به کرم در ازل این حرف نوشت

خرم آن مزرعه دل که در او این کارند

بی‏سعادت که چنین دهقنت از دست بهشت

من به دل کاشتم این مهر تو خود می‏دانی

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

بهر بغض و حسد خارجیان غصه مخور

که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت‏

سر تسلیم من و خاک در اهل البیت

گر مخالف نپسندد ز حسد گو سر و خشت

راه حق راه نبی دان و علی و آلش

گشت گمراه کسی کوره دیگر ننوشت

در دم آخر اگر دامن ایشان گیری

یکسر ای فیض ز بستر ببرندت به بهشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴هر کسی کو از طریق اهل بیت آگاه نیست
  2. شمارهٔ ۲۵شد دین خراب این همه فسق جهار چیست
  3. شمارهٔ ۲۶حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
  4. شمارهٔ ۲۷یا رب سببی ساز که آن ختم امامت
  5. شمارهٔ ۲۸سئوال طلعت از آن حضرت ارچه بی‏ادبی است
  6. شمارهٔ ۲۹برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است
  7. شمارهٔ ۳۰بیا بیا که ز هجر تو کار دل زاریست
  8. شمارهٔ ۳۱مردم دیده ما جز به رهت ناظر نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.