پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

برای دوست رفیقی که خالی از خلل است

محبت نبی و آل و علم با عمل است

صفیف شو به عمل راه آخرت تنگ است

به علم کوش که عمر عزیز بی‏بدل است

نه من ز بی‏عملی در جهان ملولم و بس

ملالت علما هم ز علم بی‏عمل است

چو غائب است امام زمانه یکباره

جهان و کار جهان بی‏ثبات و بی‏محل است

دلم امید فراوان به وصل او دارد

ولی اجل به ره عمر رهزن امل است

خدای هر دو جهان هرچه خواست کرد مگو

«که سعد و نحس ز تأثیر زهره و زحل است»

خداست فاتح ابواب و خالق اسباب

فرو فرستد آن را که کرده در ازل است

برای آن که ظهور امام زود شود

همیشه ورد سحرگاه فیض العجل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶تو حق‏شناس نئی ای عدو خطا اینجاست
  2. شمارهٔ ۱۷صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
  3. شمارهٔ ۱۸برا امام که بنیاد عمر بر باد است
  4. شمارهٔ ۱۹به علم آل نبی هر کسی که ره دانست
  5. شمارهٔ ۲۰جز آستان امامم دگر پناهی نیست
  6. شمارهٔ ۲۱ما را امام هست و یارا چه حاجت است
  7. شمارهٔ ۲۲مهر پیغمبر و آلش چه بود تخم بهشت
  8. شمارهٔ ۲۳روضه خلد برین تربت اهل البیت است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.