پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

منم که مهر نبی و ولی پناه من است

دعای نایب حق ورد صبحگاه من است

ز پادشاه و گدا فارغم بحمد اللّه

گدای خاک ره دوست پادشاه من است

ز وصل او نشکیبم گرم به تیغ زنند

رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است

به حال من نظری می‏کن ای امام زمان

که التفات تو کفاره گناه من است‏

مرا ز دنیی و عقبی غرض وصال شماست

جز این خیال ندارم خدا گواه من است

بر آستان شما رو نهاده‌‏ام زان روی

فرا ز مسند خورشید تکیه‏‌گاه من است

ز موج‏های حوادث مرا چه باک ای فیض

چو مهر حیدر و اولاد او پناه من است

وگرنه ذکر حقم بر زبان خروشی نیست

به دل محبت این قوم عذرخواه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵هان مژده ای بیار صبا از دیار دوست
  2. شمارهٔ ۱۶تو حق‏شناس نئی ای عدو خطا اینجاست
  3. شمارهٔ ۱۷صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
  4. شمارهٔ ۱۸برا امام که بنیاد عمر بر باد است
  5. شمارهٔ ۱۹به علم آل نبی هر کسی که ره دانست
  6. شمارهٔ ۲۰جز آستان امامم دگر پناهی نیست
  7. شمارهٔ ۲۱ما را امام هست و یارا چه حاجت است
  8. شمارهٔ ۲۲مهر پیغمبر و آلش چه بود تخم بهشت
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.