پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

هان مژده ای بیار صبا از دیار دوست

تا در طلب دلم شود امیدوار دوست

کحل جواهری به من آر ای نسیم صبح

زان خاک نیک‏بخت که شد رهگذار دوست

یا نامه‏ای بیار که تعویذ جان کنم

یا جان کنم نثار خط مشک‏بار دوست

خواهم ز حق که از مدد بخت کارساز

بر حسب آرزو شودم کار و بار دوست

مائیم و آستان نبی و علی و آل

جانها به کف گرفته برای نثار دوست

گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند

ما و چراغ و چشم و ره انتظار دوست

افلاک را برای امام آفریده‏اند

در گردشند برحسب اختیار دوست‏

دشمن اگر به رفض زند طعنه فیض را

منت خدای را که نیم شرمسار دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
  2. شمارهٔ ۱۸برا امام که بنیاد عمر بر باد است
  3. شمارهٔ ۱۹به علم آل نبی هر کسی که ره دانست
  4. شمارهٔ ۲۰جز آستان امامم دگر پناهی نیست
  5. شمارهٔ ۲۱ما را امام هست و یارا چه حاجت است
  6. شمارهٔ ۲۲مهر پیغمبر و آلش چه بود تخم بهشت
  7. شمارهٔ ۲۳روضه خلد برین تربت اهل البیت است
  8. شمارهٔ ۲۴هر کسی کو از طریق اهل بیت آگاه نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.