پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

ای شاهد قدسی بگشا بند نقابت

ای مهدی هادی بنما ره به جنابت

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز

کان بقعه کدامست که شد منزل خوابت

باید که شود صرف اسیران فراقت

اندیشه آمرزش و تدبیر ثوابت

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی

پیداست اماما که بلند است جنابت

خواهم که ببازد سر خود در قدمت فیض

تا باز چه اندیشه کند رأی صوابت

جانها به کف و منتظر وعده دیدار

ای شاهد قدسی بگشا بند نقابت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳منم که مهر نبی و ولی پناه من است
  2. شمارهٔ ۱۴برای دوست رفیقی که خالی از خلل است
  3. شمارهٔ ۱۵هان مژده ای بیار صبا از دیار دوست
  4. شمارهٔ ۱۶تو حق‏شناس نئی ای عدو خطا اینجاست
  5. شمارهٔ ۱۷صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
  6. شمارهٔ ۱۸برا امام که بنیاد عمر بر باد است
  7. شمارهٔ ۱۹به علم آل نبی هر کسی که ره دانست
  8. شمارهٔ ۲۰جز آستان امامم دگر پناهی نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.