پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶

به خدا اگر به فیضت اثری رسد ز فیضت

گذرد ز آسمان‌ها بدرد حجاب‌ها را

صبا به لطف بگو ختم آل طاها را

که فرقت تو به زاری بسوخت دل‌ها را

قرار خاطر ما هم تو می‌‏توانی شد

که سر به کوه و بیابان تو داده‌‏ای ما را

برون خرام ز مغرب که تیره شد آفاق

ز رسم خویش بگردان طلوع بیضا را

بیا بیا که حضور تو مرده زنده کند

ز آسمان به زمین آورد مسیحا را

نماند صبر و سکون بعد از این به هیچ دلی

به وصل گل برسان بلبلان شیدا را

خوش آن زمان که به نور تو راه حق سپریم

طریق و منزل و مقصد یکی شود ما را

نهد به پای تو سر فیض و جان کند تسلیم

گذشت قطره ز مستی چو دید دریا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸دل می‏رود ز دستم صاحب زمان خدا را
  2. شمارهٔ ۹کجا رسم من مسکین بدان جناب کجا
  3. شمارهٔ ۱۰مژده وصل آن رفیع جناب
  4. شمارهٔ ۱۱ای شاهد قدسی بگشا بند نقابت
  5. شمارهٔ ۱۲در دل ز حق تعالی، شکریست بی‏نهایت
  6. شمارهٔ ۱۳منم که مهر نبی و ولی پناه من است
  7. شمارهٔ ۱۴برای دوست رفیقی که خالی از خلل است
  8. شمارهٔ ۱۵هان مژده ای بیار صبا از دیار دوست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.