پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵

به ملازمان مهدی که رساند این دعا را

که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

ز فریب دیو مردم، به جناب او پناهم

مگر آن شهاب ثاقب نظری کند سها را

چو قیامتی دهد رو که به دوستان نمائی

برکات مصطفی را، حرکات مرتضی را

تو بدان شمائل و خو که ز جد خویش داری

به جهان در افکنی شور، چو کنی حدیث ما را

دل دشمنان بسوزی چو عذار برفروزی

تن دوستان سراسر، همه جان شود خدا را

چه شود اگر نسیمی ز در تو بوی آرد

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷مژده آمدنت داد صبا دوران را
  2. شمارهٔ ۸دل می‏رود ز دستم صاحب زمان خدا را
  3. شمارهٔ ۹کجا رسم من مسکین بدان جناب کجا
  4. شمارهٔ ۱۰مژده وصل آن رفیع جناب
  5. شمارهٔ ۱۱ای شاهد قدسی بگشا بند نقابت
  6. شمارهٔ ۱۲در دل ز حق تعالی، شکریست بی‏نهایت
  7. شمارهٔ ۱۳منم که مهر نبی و ولی پناه من است
  8. شمارهٔ ۱۴برای دوست رفیقی که خالی از خلل است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.