پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴

یا رب که کارها همه گردد به کام ما

نور حضور خویش فروزد امام ما

ما باده محبت او نوش کرده ‏ایم

ای بی‏ خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آنکه از این باده زنده شد

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

ای باد اگر به کوی امام زمان رسی

زینهار عرضه دار به پیشَش پیام ما

گو همتی بدار که مخمور فرقتیم

شاید برآید از می وصل تو کام ما

از اشک در ره تو فشانیم دانه ‏ها

باشد که مرغ وصل کند میل دام ما

فیضت ز هر چهار طرف می‏کند سلام

پیکی کجاست تا برساند سلام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶به خدا اگر به فیضت اثری رسد ز فیضت
  2. شمارهٔ ۷مژده آمدنت داد صبا دوران را
  3. شمارهٔ ۸دل می‏رود ز دستم صاحب زمان خدا را
  4. شمارهٔ ۹کجا رسم من مسکین بدان جناب کجا
  5. شمارهٔ ۱۰مژده وصل آن رفیع جناب
  6. شمارهٔ ۱۱ای شاهد قدسی بگشا بند نقابت
  7. شمارهٔ ۱۲در دل ز حق تعالی، شکریست بی‏نهایت
  8. شمارهٔ ۱۳منم که مهر نبی و ولی پناه من است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.