پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۰

الهی تا بود دنیا تو باشی

نباشد درد و غم هر جا تو باشی

بود تا عشق را دل‌های مجروح

الهی مرهم دل‌ها تو باشی

منم امروز و فردا لیک چندان

که هست امروز را فردا تو باشی

اگر من با تو در هستی نگنجم

الهی من نباشم تا تو باشی

ز من پنهان چه می‌گردی همان به

که من پنهان شوم پیدا تو باشی

به این امید شب‌ها روز سازم

که روزم در دل شب‌ها تو باشی

ز دل فیّاض را هم، دور کردم

که دایم در دلم تنها تو باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۲چون گل به چمن خنده دمادم نفروشی
  2. شمارهٔ ۶۹۳بلبلان را همچو رویت کم به دست آید گلی
  3. شمارهٔ ۶۹۴گمنام گرد و باش فراموش عالمی
  4. شمارهٔ ۶۹۵هنوزم می‌خلد در دل خیال نوک مژگانی
  5. شمارهٔ ۶۹۶کسی را شد مسلّم نکته دانی
  6. شمارهٔ ۶۹۷تا به کی چون آتش ای گل خانمانسوزی کنی
  7. شمارهٔ ۶۹۸همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی
  8. شمارهٔ ۶۹۹برین مباش که قانون تازه ساز کنی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.