پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۷

تا به کی چون آتش ای گل خانمانسوزی کنی

چشم نیکو را به خونریزی بدآموزی کنی

بخت آنم کو که چون شب با غمت خلوت کنم

همچو شمع آیی به بزم و مجلس افروزی کنی

چشم آن دارم که نابینا چو گردم در غمت

سرمة بینائیم ز آن خاکِ در روزی کنی

یک زمان با آهوی چشمت سفارش کن بگو

با ضعیفان شکاری تا به کی یوزی کنی؟

از وفایت آن طمع دارم که بعد از سوختن

همچو شمعم بر مزار آیی و دلسوزی کنی

گر پس از عمری توانم شد به بزم او سفید

ترسم ای طالع در آن ساعت سیه‌روزی کنی

ای خوشا فیّاض اقبالی که از یاری بخت

خاک گردی بر در جانان و فیروزی کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۹برین مباش که قانون تازه ساز کنی
  2. شمارهٔ ۷۰۰اگر چو شمع زمانی در انجمن بنشینی
  3. شمارهٔ ۷۰۱به دیده جا دهدت گر رقیب دون، نروی!
  4. شمارهٔ ۷۰۲زلف او هر جانب افکندست دام غمزه‌ای
  5. شمارهٔ ۷۰۳خوش بی‌خبر ز حال دل زار گشته‌ای
  6. شمارهٔ ۷۰۴دارم دلی به مهر بتان عهد بسته‌ای
  7. شمارهٔ ۷۰۵سخت بی‌مهر و جفا پیشه و پر فن شده‌ای
  8. شمارهٔ ۷۰۶در جامة خوبی چه بلا حور سرشتی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.