پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۸

همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی

می‌توانی جای خود را در دلی پیدا کنی

چهره‌ای چون برگ گل داری تنی چون بوی گل

حیف اگر جز در دل اهل محبّت جا کنی

سینة آیینه داری در درون پیرهن

آه اگر در پیش دم سردان گریبان وا کنی

ما تهی سرمایگانیم و متاعت قیمتی

دین و ایمانی چه ارزد تا به ما سودا کنی

هیچ سر را سرکشی از زلف فتراک تو نیست

در جهان مشهور سازی هر کرا رسوا کنی

من ز خود تنها شدم بهر تو تنهایی پَرَست

تا تو یک دم رغبت این گوشهٔ تنها کنی

من ز خود فیّاض رفتم هرزه جستجو مکن

خویش را گر گم کنی شاید مرا پیدا کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۰اگر چو شمع زمانی در انجمن بنشینی
  2. شمارهٔ ۷۰۱به دیده جا دهدت گر رقیب دون، نروی!
  3. شمارهٔ ۷۰۲زلف او هر جانب افکندست دام غمزه‌ای
  4. شمارهٔ ۷۰۳خوش بی‌خبر ز حال دل زار گشته‌ای
  5. شمارهٔ ۷۰۴دارم دلی به مهر بتان عهد بسته‌ای
  6. شمارهٔ ۷۰۵سخت بی‌مهر و جفا پیشه و پر فن شده‌ای
  7. شمارهٔ ۷۰۶در جامة خوبی چه بلا حور سرشتی
  8. شمارهٔ ۷۰۷جدا از من بهر کس خواستی مهر و وفا کردی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.