پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۵

سخت بی‌مهر و جفا پیشه و پر فن شده‌ای

جان من خوب به کام دل دشمن شده‌ای

نیستم داغ که بیگانه شدی با من لیک

داغ ازینم که فرمودة دشمن شده‌ای

چون طلا دست فشارِ دم گرمم بودی

که دمید این نفس سرد که آهن شده‌ای؟

لب پر از خندة گل، چهره پر از لالة رنگ

دگر از بهر تماشای که گلشن شده‌ای

آتش خانة من بودی و کافیت نبود

برقِ هر جا که یکی سوخته خرمن شده‌ای!

جرم من چیست گرم آتش سوداست بلند

که برین شعله تو عمریست که دامن شده‌ای

نرود یاد توام یک نفس از پیش نظر

من نیم بی‌تو دمی گرچه تو بی من شده‌ای

این زمان تیره شود خاطرت از من، چه عجب

که ز خاکسترم ای آینه روشن شده‌ای!

یار چون با تو ندارد سر یاری فیّاض

تو چه در دعوی مهرش رگ گردن شده‌ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۷جدا از من بهر کس خواستی مهر و وفا کردی
  2. شمارهٔ ۷۰۸دلم خوشست اگر شکوه‌گر دعا بنویسی
  3. شمارهٔ ۷۰۹خواهم که نشینم خوش برطرف گلستانی
  4. شمارهٔ ۷۱۰نگاه گرم عاشق را، رسد جانانه آرایی
  5. شمارهٔ ۷۱۱چو سنبل پیچ و تابم مو بمو از پیچش مویی
  6. شمارهٔ ۷۱۲کجا شد گریهٔ مستانهٔ من در سر کویی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.