پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۸

دلم خوشست اگر شکوه‌گر دعا بنویسی

که هر چه تو بنویسی بمدعّا بنویسی

چو شکوة تو بهست از دعای هر که بجز تست

چه لازمست که زحمت کشی دعا بنویسی

هزار ساله وفای مرا بسست که گاهی

کنی وفا و مرا نام بیوفا بنویسی

تراست خامة جادو زبان عجیب نباشد

اگر شکایت بیجای من بجا بنویسی

تو گر شمایل خوبی رقم کنی بتوانی

که هم کرشمه نگاری و هم ادا بنویسی

کتاب درد دلم مشکلست و مشکل مشکل

اگر تو گوش کنی تا بَرو چه‌ها بنویسی

از آن به من ننویسی تو نکته‌ای که مبادا

خدا نخواسته درد مرا دوا بنویسی

امید هست که تحریک لطف گوشة چشمی

کند اشاره که از بهر من شفا بنویسی

مروّتی که تو داری عجب ز خویش نداری

که خون بریزی و آنگاه خونبها بنویسی!

ترا که شیوة اخلاصم از قدیم عیانست

بغیر شکوة بیجا بمن چرا بنویسی؟

قبول کرده‌ام ای دوست جرم‌ها که نکردم

مگر تو هم خط بطلان ما مضی بنویسی

عجب ز طالع فیّاض ناامید ندارم

که در کتابت دشنام او دعا بنویسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۰نگاه گرم عاشق را، رسد جانانه آرایی
  2. شمارهٔ ۷۱۱چو سنبل پیچ و تابم مو بمو از پیچش مویی
  3. شمارهٔ ۷۱۲کجا شد گریهٔ مستانهٔ من در سر کویی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.