پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۵

هنوزم می‌خلد در دل خیال نوک مژگانی

هنوز آشفته دارد خاطرم زلف پریشانی

خیال زلف او را شب همه بر گرد دل دارم

که تا بینم بیاد او مگر خواب پریشانی

ببویی کز تو می‌آرد صبا بر هم خورد گلشن

چه خواهد شد اگر خود بگذری سوی گلستانی

ز آیین مسلمانان ملولم می‌روم چندی

که سازم تازه ایمانی به دست نامسلمانی

دمی از کاوش من یاد مژگانش نیاساید

گمان دارد هنوز آن غمزه در سر کار من جانی

عجب دارم تواند زد بهم جمعیت غنچه

نباشد با صبا گر بویی از زلف پریشانی

ندارم با کسی پرخاش اگر فیّاض معذورم

درین میدان برای خود ندیدم مرد میدانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۷تا به کی چون آتش ای گل خانمانسوزی کنی
  2. شمارهٔ ۶۹۸همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی
  3. شمارهٔ ۶۹۹برین مباش که قانون تازه ساز کنی
  4. شمارهٔ ۷۰۰اگر چو شمع زمانی در انجمن بنشینی
  5. شمارهٔ ۷۰۱به دیده جا دهدت گر رقیب دون، نروی!
  6. شمارهٔ ۷۰۲زلف او هر جانب افکندست دام غمزه‌ای
  7. شمارهٔ ۷۰۳خوش بی‌خبر ز حال دل زار گشته‌ای
  8. شمارهٔ ۷۰۴دارم دلی به مهر بتان عهد بسته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.