پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۴

گمنام گرد و باش فراموش عالمی

بردار بارِ صیت خود از دوش عالمی

عشق تو نیک و بد همه در دام خود کشید

خوش حلقه کرد زلف تو در گوش عالمی

من لب ز شکوة تو فرو بسته‌ام ولی

فریاد می‌کند لب خاموش عالمی

بالیده‌ای ز حسن به نوعی که تا ابد

تنگست بر امید تو آغوش عالمی

عالم تمام آینه‌دار جمال تست

گشتیم در خیال تو مدهوش عالمی

بردیم در هوای تو خود را زیاد خلق

گشتیم در غم تو فراموش عالمی

عمریست کز خیال لب نازنین تو

نیش است در مذاق دلمن نوش عالمی

آبی بر آتش همه کس زد سرشک ما

آخر نشاند گریة ما جوش عالمی

فیّاض فیض خانه بدوشی بس اینکه ما

برداشتیم بار خود از دوش عالمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۶کسی را شد مسلّم نکته دانی
  2. شمارهٔ ۶۹۷تا به کی چون آتش ای گل خانمانسوزی کنی
  3. شمارهٔ ۶۹۸همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی
  4. شمارهٔ ۶۹۹برین مباش که قانون تازه ساز کنی
  5. شمارهٔ ۷۰۰اگر چو شمع زمانی در انجمن بنشینی
  6. شمارهٔ ۷۰۱به دیده جا دهدت گر رقیب دون، نروی!
  7. شمارهٔ ۷۰۲زلف او هر جانب افکندست دام غمزه‌ای
  8. شمارهٔ ۷۰۳خوش بی‌خبر ز حال دل زار گشته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.