پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۸

ترا می‌خواستم ای غم که شب‌ها یار من باشی

تو هم ای ناله بزم افروز شام تار من باشی

ترا شب زنده‌داری زان سبب آموختم ای اشک

که شب‌ها پاسبان دیدة بیدار من باشی

ترا دریای خون ای دیده زان دادم که گر روزی

ز من کاری نیاید آبروی کار من باشی

تو ای بد صبا زانت به زلفش فخر می‌دادم

که گر دامن کشد از من تو جانب‌دار من باشی

دلم آیینة حسن است خواهی چهره بنمایم

که تا روز قیامت عاشق دیدار من باشی

چه بهتر زانکه طبع نازکت مشغول من باشد

اگر راحت نخواهی از پی آزار من باشی

دلم را غمگساری‌ها نمی‌سازد همان بهتر

غمم افزون کنی فیّاض اگر غمخوار من باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۰الهی تا بود دنیا تو باشی
  2. شمارهٔ ۶۹۱زهی به پیش لبت کار عقل مدهوشی
  3. شمارهٔ ۶۹۲چون گل به چمن خنده دمادم نفروشی
  4. شمارهٔ ۶۹۳بلبلان را همچو رویت کم به دست آید گلی
  5. شمارهٔ ۶۹۴گمنام گرد و باش فراموش عالمی
  6. شمارهٔ ۶۹۵هنوزم می‌خلد در دل خیال نوک مژگانی
  7. شمارهٔ ۶۹۶کسی را شد مسلّم نکته دانی
  8. شمارهٔ ۶۹۷تا به کی چون آتش ای گل خانمانسوزی کنی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.