پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی

فصیحی هروی

ابیات پراکنده

۸۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ نخست عقل درین ره خراب کرد مرا
  2. شمارهٔ ۲ ایزد جزای مستی من کی دهد مگر
  3. شمارهٔ ۳ به داغی بستم آیین طراوت لاله‌زاری را
  4. شمارهٔ ۴ خاک آن کوی فصیحی ز جبین رنجه مکن
  5. شمارهٔ ۵ گفتیم بشکفیم دو روزی در این چمن
  6. شمارهٔ ۶ زنده می‌گردم پس از مردن چو بر من بگذری
  7. شمارهٔ ۷ خنده می‌بینی ولی از گریه دل غافلی
  8. شمارهٔ ۸ خنده می‌بینی ولی از گریه دل غافلی
  9. شمارهٔ ۹ به زیر خاک فصیحی به چشم گریان رفت
  10. شمارهٔ ۱۰ خاکستر منصور تو را باز توان سوخت
  11. شمارهٔ ۱۱ امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
  12. شمارهٔ ۱۲ امشب نگهم را نفس بازپسین است
  13. شمارهٔ ۱۳ غمهای مرده در دل ما زنده کرد هجر
  14. شمارهٔ ۱۴ سینه بگدازم و دل خون کنم و جان سوزم
  15. شمارهٔ ۱۵ ره نمی‌یابد اجل هم بر سر بالین ما
  16. شمارهٔ ۱۶ رتبه حسن بلندست چه حاجت به نقاب
  17. شمارهٔ ۱۷ در مذهب ما هر چه بجز دوست حرام است
  18. شمارهٔ ۱۸ باز هر شب دل به تنگ از ناله ‌زار خودست
  19. شمارهٔ ۱۹ منم که ناز تو آرایش دکان منست
  20. شمارهٔ ۲۰ کعبه را گرد سر بتخانه آرد در طواف
  21. شمارهٔ ۲۱ گریه گردیده گدازست فصیحی گله چیست
  22. شمارهٔ ۲۲ گر لذت داغ جگر اینست فصیحی
  23. شمارهٔ ۲۳ دی قاصد یار آمد و مژگان تری داشت
  24. شمارهٔ ۲۴ هر نگه کز موجه خون جگر بیرون فتاد
  25. شمارهٔ ۲۵ دیده شب فال مراد از موج اشک ما گرفت
  26. شمارهٔ ۲۶ بعد عمری که فصیحی شب وصلی رو داد
  27. شمارهٔ ۲۷ شاید که به آفرینش خود نازد
  28. شمارهٔ ۲۸ غم عشقت به عالم درنگنجد
  29. شمارهٔ ۲۹ دهن زخم چو خندان شود افزون گردد
  30. شمارهٔ ۳۰ لب تشنه فتادیم در آن بادیه کانجا
  31. شمارهٔ ۳۱ بال و پر سوز که تا قوت پروازی هست
  32. شمارهٔ ۳۲ از آن ترسم که فردای قیامت
  33. شمارهٔ ۳۳ مصر عصمت چه دیاری‌ست که خوبان آنجا
  34. شمارهٔ ۳۴ شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
  35. شمارهٔ ۳۵ ز آن خوبتری که کس خیال تو کند
  36. شمارهٔ ۳۶ کاش آن کسان که پرسش بیمار غم کنند
  37. شمارهٔ ۳۷ فرداست وعده جنت و امروز شد نصیب
  38. شمارهٔ ۳۸ بی‌مروت نیست عشق ار دوست باشد بی‌وفا
  39. شمارهٔ ۳۹ خویش را بر نوک مژگان ستمکاران زدم
  40. شمارهٔ ۴۰ ناله‌های نوگرفتاران غم را لذتی‌ست
  41. شمارهٔ ۴۱ تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
  42. شمارهٔ ۴۲ هزار بار قسم خورده‌ام که نام تو را
  43. شمارهٔ ۴۳ مسکین فصیحی دوش جان می‌داد و می‌نالید غم
  44. شمارهٔ ۴۴ کو جنون تا هر نفس در دل سراغی گم شود
  45. شمارهٔ ۴۵ رمزی است خط دوست که چون بخت سرآید
  46. شمارهٔ ۴۶ چون ماهی ساحل طپد از آرزوی دل
  47. شمارهٔ ۴۷ جذبه عشق بحدی‌ست میان من و یار
  48. شمارهٔ ۴۸ نقش پایی به سر کوی تو دیدم مردم
  49. شمارهٔ ۴۹ هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
  50. شمارهٔ ۵۰ این پرده‌های حسن نظر تیره می‌کند
  51. شمارهٔ ۵۱ گر شوی نکهت‌شناس نکهت‌ گیسوی خویش
  52. شمارهٔ ۵۲ ای روی تو را ترجمه دین مصحف
  53. شمارهٔ ۵۳ نخستم بند بردارید از پا چون بسوزیدم
  54. شمارهٔ ۵۴ لبی کز نازکی بار تبسم بر نمی‌تابد
  55. شمارهٔ ۵۵ شب که غمهای تو را پرده‌نشین می‌کردم
  56. شمارهٔ ۵۶ دوش تقلید جرس کردم و صد قافله سوخت
  57. شمارهٔ ۵۷ زبون دردپرستان زلف یار شدم
  58. شمارهٔ ۵۸ من نه شایسته بسمل نه سزاوار قفس
  59. شمارهٔ ۵۹ با یار به سیر هند آماده شدم
  60. شمارهٔ ۶۰ چمن پیرای صبحم کیمیای خار و خس دارم

متن اشعار به نقل از گنجور.