پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷

در جهان گر نه یار داشتمی

با جهان خود چه کار داشتمی؟

دست کی شستمی به خون جگر

گر به کف در نگار داشتمی؟

گر نبردی قرار و آرامم

حالی، آخر قرار داشتمی

ور مرا عشوه کمترک دادی

قول او استوار داشتمی

ور به کارم دمی نظر کردی

به ازین کار و بار داشتمی

دل اگر در میانه گم نشدی

دلبر اندر کنار داشتمی

با سپاه غمت برآمدمی

با خود ار بخت یار داشتمی

با عراقی، اگر دلاورمی

روز و شب کارزار داشتمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹ای که از لطف سراسر جانی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰ترسا بچه‌ای، شنگی، شوخی، شکرستانی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱چنانم از هوس لعل شکرستانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲سر عشقت کس تواند گفت؟ نی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳کی بود کین درد را درمان کنی؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۵بیا، تا بیدلان را زار بینی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۶ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.