پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹

ای که از لطف سراسر جانی

جان چه باشد؟ که تو صد چندانی

تو چه چیزی؟ چه بلایی؟ چه کسی؟

فتنه‌ای؟ شنقصه‌ای؟ فتانی؟

حکمت از چیست روان بر همه کس؟

کیقبادی؟ ملکی؟ خاقانی؟

به دمی زنده کنی صد مرده

عیسیی؟ آب حیاتی؟ جانی؟

به تماشای تو آید همه کس

لاله‌زاری؟ چمنی؟ بستانی؟

روی در روی تو آرند همه

قبله‌ای؟ آینه‌ای؟ جانانی؟

در مذاق همه کس شیرینی

انگبینی؟ شکری؟ سیلانی؟

گرچه خردی، همه را در خوردی

نمکی؟ آب روانی؟ نانی؟

آرزوی دل بیمار منی

صحتی؟ عافیتی؟ درمانی؟

گه خمارم شکنی، گه توبه

می نابی؟ فقعی؟ رمانی؟

دیدهٔ من به تو بیند عالم

آفتابی؟ قمری؟ اجفانی؟

همه خوبان به تو آراسته‌اند

کهربایی؟ گهری؟ مرجانی؟

مهر هر روز دمی در بنده‌ات

سحری؟ صبح‌دمی؟ خندانی؟

همه در بزم ملوکت خوانند

قصه‌ای؟ مثنویی؟ دیوانی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱چنانم از هوس لعل شکرستانی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲سر عشقت کس تواند گفت؟ نی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳کی بود کین درد را درمان کنی؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۵بیا، تا بیدلان را زار بینی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۶ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷ای ربوده دلم به رعنایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۸بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.