پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۲

سر عشقت کس تواند گفت؟ نی

در وصفت کس تواند سفت؟ نی

دیدهٔ هر کس به جاروب مژه

خاک درگاهت تواند رفت؟ نی

از گلستان جمال دلگشات

هیچ بی‌دل را گلی بشکفت؟ نی

آفتابا، در هوایت ذره‌ام

آفتاب از ذره رخ بنهفت؟ نی

حلقه بر در می‌زدم، گفتی: درآی

اندر آن بودم که غیرت گفت: نی

آخر این بخت مرا بیداریی

هیچ کس را بخت چندین خفت؟ نی

از برای تو عراقی طاق شد

از همه خوبان و با تو جفت نی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۴نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۵بیا، تا بیدلان را زار بینی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۶ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۷ای ربوده دلم به رعنایی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۸بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۹بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۰پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱چه بود گر نقاب بگشایی؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.