پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۶

ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟

کی روی خوبت با ما نمایی؟

بی‌تو چنانم کز جان به جانم

هر سو دوانم، آخر کجایی؟

بیمار خود را می‌پرس گه گه

پیوسته از ما مگزین جدایی

جانا، چه باشد؟ گر در همه عمر

گرد دل ما یک دم برآیی

تا کی ز غمزه دلها کنی خون؟

چند از کرشمه جان را ربایی؟

چون می‌بری دل، باری، نگه‌دار

بیچاره‌ای را چند آزمایی؟

دربند خویشم، بنگر سوی من

باشد که یابم از خود رهایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۸بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۹بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۰پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱چه بود گر نقاب بگشایی؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۲در کوی تو لولیی، گدایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۳دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۴ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۵ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.