پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳

کی بود کین درد را درمان کنی؟

کی بود کین رنج را آسان کنی؟

کی بسازی چارهٔ بیچاره‌ای؟

بی‌دلی را کی دوای جان کنی؟

کی برون آیی ز پرده آشکار؟

چند روی خوب را پنهان کنی؟

چند رو گردانی از سرگشته‌ای؟

عاجزی را چند سرگردان کنی؟

در بیابان غمم، وقت این دم است

کابر رحمت بر سرم باران کنی

بسکه غم خوردم ز جان سیر آمدم

چند بر خوان غمم مهمان کنی؟

دود سوز من گذشت از آسمان

تا کیم در بوتهٔ هجران کنی؟

همچو ابراهیم از لطفت سزد

کز میان آتشم بستان کنی

چون عراقی سر نهاده در برت

هم سزد گر درد او درمان کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۵بیا، تا بیدلان را زار بینی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۶ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۷ای ربوده دلم به رعنایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۸بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۰پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱چه بود گر نقاب بگشایی؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲در کوی تو لولیی، گدایی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.