پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۸

هر که را روی در نکونامی است

دعوی عاشقی بر او خامی است

چند گویی که عشق نام نکوست

نام نیکوی عشق بدنامی است

در خرابات عشق کی نگرند

که حجازی است خواجه یا شامی است

مرغ او بوسعید بوالخیر است

مرد او بایزید بسطامی است

چند لافی عمادی از غم عشق

دعوی عاشقی ز بی‌لامی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰گردون سر مردمی ندارد
  2. شمارهٔ ۱۱بی‌رخ تو زلف دین به شانه نیارزد
  3. شمارهٔ ۱۲سوز عشقت جگر همی‌سوزد
  4. شمارهٔ ۱۳چون مملکت سخا تو را شد
  5. شمارهٔ ۱۴قدح بر دست من نه ساقیا زود
  6. شمارهٔ ۱۵بختم از خواب در نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۱۶ای خرد از خدمت تو نیک نام
  8. شمارهٔ ۱۷هیچ وفایی ز روزگار ندیدم
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.