پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

ای خرد از خدمت تو نیک نام

وای هنر از دولت تو شادکام

نام تو اندر دل خورشید نقش

گام تو را بر سر گیتی لگام

راد همایون کف عبدالجلیل

نسخت اقبال ز عین تا به لام

دشمن تو چون کند آهنگ رزم

تیغ برآید عوض می ز جام

صبح گر از دست تو مطلع کند

گم شود از روی زمین نام شام

جز به خم رنگرز کاین تو

پیرهن شب نشود نیل فام

بوی گل بخت تو چون بردمد

عطسه خورشید برآرد ز کام

گردش گردون نتواند گذارد

آن چه مرا بر کرم توست دام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸دریاب که همنفس ندارم
  2. شمارهٔ ۱۹ای خوش‌تر از جوانی در بند توست جانم
  3. شمارهٔ ۲۰بی‌تو یک روز بود نتوانم
  4. شمارهٔ ۲۱عاشقان غریب و غم‌زده‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۲ای پر شکر ز خنده تو آستین جان
  6. شمارهٔ ۲۳غریب و عاشقم بر ما نظر کن
  7. شمارهٔ ۲۴چو شد ز سنبله شاه سپهر در شاهین
  8. شمارهٔ ۲۵ای خلعت خرد را از خلعت تو پاره
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.