پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

ای خوش‌تر از جوانی در بند توست جانم

بخشایش از بر من کآخر چو تو جوانم

گر زر نمی‌فشانم بر تو ز تنگدستی

باری ز لفظ گوهر بر تو همی‌فشانم

بر پشت گاو باشد هر ساعتی سرشکم

بر ساق عرش باشد هر لحظه‌ای فغانم

صعب است بی‌تو کارم ضعف است روزگارم

صعب است سرگذشتم صعب است داستانم

من بنده تو گشتم گفتم عزیز باشم

اکنون ذلیل گشتم زیرا که رایگانم

اندر میان مردم گر کافرم بخواندی

گر عشق تو نبستی زنار بر میانم

از کام‌های گیتی یک‌باره بی‌نصیبم

گویی غریب دهرم گویی نه از جهانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱عاشقان غریب و غم‌زده‌ایم
  2. شمارهٔ ۲۲ای پر شکر ز خنده تو آستین جان
  3. شمارهٔ ۲۳غریب و عاشقم بر ما نظر کن
  4. شمارهٔ ۲۴چو شد ز سنبله شاه سپهر در شاهین
  5. شمارهٔ ۲۵ای خلعت خرد را از خلعت تو پاره
  6. شمارهٔ ۲۶ای دست تو جود را بهانه
  7. شمارهٔ ۲۷ای عهد تو دور از استواری
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.