پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

ای پر شکر ز خنده تو آستین جان

وای پرگهر ز گریه من دامن جهان

هم زاین شکر رسیده من اندر هلاک دل

هم زاین گهر رسیده من اندر هلاک جان

طاقی به نیکویی بنهاده است روزگار

خورشید را ز رشک تو بر طاق آسمان

چون چهره برفروزی و آواز برکشی

نبود زمانه زهره و خورشید را قران

تا چشم من رسیده ز رویت به نوبهار

رخسار من رسیده ز عشقت به مهرگان

سرخ است همچنان که تو را لب مرا سرشک

تنگ است همچنان که مرا دل تو را دهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴چو شد ز سنبله شاه سپهر در شاهین
  2. شمارهٔ ۲۵ای خلعت خرد را از خلعت تو پاره
  3. شمارهٔ ۲۶ای دست تو جود را بهانه
  4. شمارهٔ ۲۷ای عهد تو دور از استواری
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.