پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

چو شد ز سنبله شاه سپهر در شاهین

کنار باغ تهی شد ز لاله و نسرین

ز ابر فاخته‌گون آسمان طوطی رنگ

کند به پر حواصل نهفته روی زمین

گمان نبرد خرد تا ندیده باده تاک

که حامل است به خورشید خوشه پروین

ز باد زرگر و ابر درم‌فشان هر شاخ

مرصع است به زر خلاص و در ثمین

گر آب نقش نگیرد چراست روی شمر

ز گونه گونه صور چون نگارخانه چین

فکند خنجر زر بیدو طشت زر نرگس

گرفته بر سر از انصاف عدل صدرگزین

زهی سپهر کرم را بقای تو خورشید

زهی عروس سخن را عطای تو کابین

زمانه کیست کز او بایدت شرف جستن

چه حاجت است که عنقا شود به دانه سمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶ای دست تو جود را بهانه
  2. شمارهٔ ۲۷ای عهد تو دور از استواری
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.