پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

عاشقان غریب و غم‌زده‌ایم

در خرابات تا قدم زده‌ایم

باز مالیده آستین وجود

دست در دامن عدم زده‌ایم

تا بدانسته‌ایم هستی خود

بر دل نیستی رقم زده‌ایم

در صبوح نیاز پرده ناز

همه بر پرده ستم زده‌ایم

با خیال لب بتان طراز

طعنه اندر نگین جم زده‌ایم

بی‌تمنای روز همچون کوس

رقم فاقه بر شکم زده‌ایم

به همه روزگار لاف نجات

از در سید امم زده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳غریب و عاشقم بر ما نظر کن
  2. شمارهٔ ۲۴چو شد ز سنبله شاه سپهر در شاهین
  3. شمارهٔ ۲۵ای خلعت خرد را از خلعت تو پاره
  4. شمارهٔ ۲۶ای دست تو جود را بهانه
  5. شمارهٔ ۲۷ای عهد تو دور از استواری
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.