پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

بی‌تو یک روز بود نتوانم

بی‌تو یک شب غنود نتوانم

یار جز تو گرفت نتوانم

نام جز تو شنود نتوانم

چو تو را در خور تو بستایم

دیگران را ستود نتوانم

گر بتان زمانه جمله شوند

بر تو کس را فزود نتوانم

جز به نام تو ای امیر بتان

گوی دولت ربود نتوانم

به زبان حال دل همی گوید

گر همی دل غنود نتوانم

همه شادی مرا به دولت توست

جز به تو شاد بود نتوانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ای پر شکر ز خنده تو آستین جان
  2. شمارهٔ ۲۳غریب و عاشقم بر ما نظر کن
  3. شمارهٔ ۲۴چو شد ز سنبله شاه سپهر در شاهین
  4. شمارهٔ ۲۵ای خلعت خرد را از خلعت تو پاره
  5. شمارهٔ ۲۶ای دست تو جود را بهانه
  6. شمارهٔ ۲۷ای عهد تو دور از استواری
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.