پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

سوز عشقت جگر همی‌سوزد

تاب رویت نظر همی‌سوزد

تو چه دانی که آتش رخ تو

نظر اندر بصر همی‌سوزد

هر چه در دیده بیش ریزم آب

دل مسکین بتر همی‌سوزد

آنچنان سوخته جگر شده‌ام

که دلم بر جگر همی‌سوزد

هجر تو هر چه یابد از دل و جان

همه در یکدگر همی‌سوزد

همچو شمعی در آب دیده دلم

هر شبی تا سحر همی‌سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴قدح بر دست من نه ساقیا زود
  2. شمارهٔ ۱۵بختم از خواب در نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۱۶ای خرد از خدمت تو نیک نام
  4. شمارهٔ ۱۷هیچ وفایی ز روزگار ندیدم
  5. شمارهٔ ۱۸دریاب که همنفس ندارم
  6. شمارهٔ ۱۹ای خوش‌تر از جوانی در بند توست جانم
  7. شمارهٔ ۲۰بی‌تو یک روز بود نتوانم
  8. شمارهٔ ۲۱عاشقان غریب و غم‌زده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.