پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

قدح بر دست من نه ساقیا زود

که کار از حد گذشت و بودنی بود

به باران باده گلگون من ده

که یار گلرخم دیدار بنمود

می و معشوق دارم غم چه دارم

نه دل اندر زیان بندم نه در سود

نماند این جهان در دست کس دیر

به شادی بگذرانیم این جهان زود

بسی پیموده‌ام در عاشقی باد

کنون خواهم زمانی باده پیمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ای خرد از خدمت تو نیک نام
  2. شمارهٔ ۱۷هیچ وفایی ز روزگار ندیدم
  3. شمارهٔ ۱۸دریاب که همنفس ندارم
  4. شمارهٔ ۱۹ای خوش‌تر از جوانی در بند توست جانم
  5. شمارهٔ ۲۰بی‌تو یک روز بود نتوانم
  6. شمارهٔ ۲۱عاشقان غریب و غم‌زده‌ایم
  7. شمارهٔ ۲۲ای پر شکر ز خنده تو آستین جان
  8. شمارهٔ ۲۳غریب و عاشقم بر ما نظر کن
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.