پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۵

در ره عشق تو فلک لنگ است

با غم عشق تو جهان تنگ است

رنگ عشق تو روزگار گرفت

لاجرم با هزار نیرنگ است

دوش گفتم تو را غلام توام

گفت از طعنه خواجه سرهنگ است

تا نیاز تو از نیاز رهی

بیشتر از هزار فرسنگ است

تو مرا خواجه‌ای مرا فخر است

من تو را بنده‌ام تو را ننگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷چه کرده‌ام که سزای من است هجرانت
  2. شمارهٔ ۸هر که را روی در نکونامی است
  3. شمارهٔ ۹طریق عشق تو پایان ندارد
  4. شمارهٔ ۱۰گردون سر مردمی ندارد
  5. شمارهٔ ۱۱بی‌رخ تو زلف دین به شانه نیارزد
  6. شمارهٔ ۱۲سوز عشقت جگر همی‌سوزد
  7. شمارهٔ ۱۳چون مملکت سخا تو را شد
  8. شمارهٔ ۱۴قدح بر دست من نه ساقیا زود
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.