پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۴

در جهان چیست کز جهان بتر است

جز غم من که هر زمان بتر است

زآن ستم‌ها که دهر بر من کرد

فرقت یار مهربان بتر است

آب روی من آشکاره بشد

آتش عشق در نهان بتر است

هر چه سود است روزگار مرا

چون بیندیشم از زیان بتر است

در گلوی نیاز من مانده

مغز امید استخوان بتر است

دزد کالای من همی طلبد

رهنمونی پاسبان بتر است

شب روی عدو فساد من است

روز کوری دیدبان بتر است

بر رهی می‌روم که مورش را

حمله از شرزه و ژیان بتر است

چرخ را امتحان نخواهم کرد

زآن که هنگام امتحان بتر است

برگمانم که آخرم چه بود

از همه محنت این گمان بتر است

جان آن رفته عشر جان تو باد

کز همه هول هول جان بتر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶حاصل روزگار جز غم نیست
  2. شمارهٔ ۷چه کرده‌ام که سزای من است هجرانت
  3. شمارهٔ ۸هر که را روی در نکونامی است
  4. شمارهٔ ۹طریق عشق تو پایان ندارد
  5. شمارهٔ ۱۰گردون سر مردمی ندارد
  6. شمارهٔ ۱۱بی‌رخ تو زلف دین به شانه نیارزد
  7. شمارهٔ ۱۲سوز عشقت جگر همی‌سوزد
  8. شمارهٔ ۱۳چون مملکت سخا تو را شد
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.