پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

گل جمال تو چون بر فراز سرو شکفت

بر او چو سنبل زلفت هزار دل آشفت

فروغ روی ترا خانه کی حجاب شود

بگل چگونه توان نور آفتاب نهفت

دهان تنگ تو یاقوت سفته را ماند

در او دو رشته نهفته جواهر ناسفت

هوای سرو روان تو هست در دل من

چه سود چون سخن راست با تو نتوان گفت

مرا که قبله جان طاق ابروی تو بود

روا مدار که باشم همیشه با غم جفت

امیدم از همه عالم بتوست رد مکنم

که گر توام نپذیری که خواهدم پذرفت

نشست در دل من مهر عارض چو مهت

چنانکه بر تن آزادگان نشیند زفت

ز شام تا بسحر در غم تو ابن یمین

چو بخت صاحب صاحبقران عهد نخفت

علاء دولت و ملت محمد زنگی

که گرد حادثه از ساحت زمانه برفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳گر دلم بردی به غارت قصد جان باری چراست
  2. شمارهٔ ۷۴گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
  3. شمارهٔ ۷۵گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست
  4. شمارهٔ ۷۶لعل شیرین تو پیرایه در عدن است
  5. شمارهٔ ۷۷مشکین سر زلف تو که در پای کشانست
  6. شمارهٔ ۷۸ما چو زلف و چشمت ای مهوش پریشانیم و مست
  7. شمارهٔ ۷۹مرا تُرکانه چشم او به مستی گر جفاها گفت
  8. شمارهٔ ۸۰ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.