پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

گر چه هر دم ز غمت بر دلم آزاری هست

باشم اغیار اگر جز تو مرا یاری هست

نشود دور ز تیغ تو که هرگز نکند

بلبل اندیشه که اندر پی گل خاری هست

گر خطت هست مزور سزد ایدوست از آنک

خفته در سایه ابروی تو بیماری هست

گنج حسنت بطلب آورم ایدوست بدست

گر چه از هر طرفش غاشیه گون ماری هست

شادی وصل تو گر بهره دل نیست مرا

چه توان کرد غم هجر توأم باری هست

بر خود میندهی بارم و این خوش که مرا

بر دل از سیم سرین تو گرانباری هست

زین پس از ابن یمین گشت دلم فارغ از آنک

شب و روزش ز غم عشق تو دلداری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
  2. شمارهٔ ۷۵گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست
  3. شمارهٔ ۷۶لعل شیرین تو پیرایه در عدن است
  4. شمارهٔ ۷۷مشکین سر زلف تو که در پای کشانست
  5. شمارهٔ ۷۸ما چو زلف و چشمت ای مهوش پریشانیم و مست
  6. شمارهٔ ۷۹مرا تُرکانه چشم او به مستی گر جفاها گفت
  7. شمارهٔ ۸۰ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوست
  8. شمارهٔ ۸۱نه هر گیاه که در باغ رست شمشادست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.