پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوست

روز نوروزست تابان در جهان یا روی دوست

آفتاب از روی چون مهرش مثالی روشنست

لیک طغرائی ندارد چون خم ابروی دوست

صبحدم نرگس چو چشم از خواب مستی برگشاد

نسخه ئی دیدم سقیم از غمزه جادوی دوست

آتش دلرا دهد تسکین چو آب زندگی

هر غباری کآورد باد صبا از کوی دوست

هر کسی را هست میلی سوی مطلوبی دگر

عابدانرا سوی خلد و عاشقانرا سوی دوست

عقل ناصح پیشه را در حلقه دیوانگان

میکشد پیوسته زنجیر و شکنج موی دوست

گشت سرگردان دلم چون گوی در میدان عشق

بسکه در چوگان کشیدش حلقه گیسوی دوست

قد چون تیرم ز بار غم کمان آسا شدست

بی گمان خواهد شکست از قوت بازوی دوست

ترکتاز غمزه گر ابن یمین را بس نبود

در فزود اکنون تطاول طره هندوی دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲هرگز از یاد نخواهد شدنم صحبت دوست
  2. شمارهٔ ۸۳هنگام نو بهار و لب جویبار و کشت
  3. شمارهٔ ۸۴هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایست
  4. شمارهٔ ۸۵هر سحر بی شام زلفین تو ای حورا صفت
  5. شمارهٔ ۸۶هرکه با زلف تو اندر دام نیست
  6. شمارهٔ ۸۷یا رب این پسته شیرین چه شکر گفتارست
  7. شمارهٔ ۸۸یا رب این بوی خوش از روضه رضوان برخاست
  8. شمارهٔ ۸۹یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.