پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست

یا صبا همنفس نافه مشک ختن است

آفتاب رخ او در شکن زلف سیاه

همچو در سایه سنبل ورق نسترن است

گر شکر خنده آن پسته شیرین نبود

بچه معلوم توان کرد که او را دهن است

ماه رویا دهن غنچه وش خوش سخنت

چون شود خنده زنان پسته شکر شکن است

در ته چاه زنخدان تو افتاد دلم

دستگیرم خم آنزلف چو مشکین رسن است

تا بدید ابن یمین رسته دندان ترا

چون صدف جزع وی آکنده به در عدن است

آب رویش مده از آتش محنت بر باد

ز آنکه او خاک کف پای سر انجمن است

سرور ملک علاء دول و دین که درش

همچو درگاه حرم قبله هر مرد و زن است

آنکه تا بخت به درگاه ویم راه نمود

وردم الحمد لمن اذهب عنا الحزن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
  2. شمارهٔ ۹۲از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند
  3. شمارهٔ ۹۳امیدوارم از آنمه که مهربان گردد
  4. شمارهٔ ۹۴آن ترک یغمائی نگر دلها بیغما میبرد
  5. شمارهٔ ۹۵آندم که مرا فرقت آن لعبت چین بود
  6. شمارهٔ ۹۶آنها که درین دوران صاحبنظران باشند
  7. شمارهٔ ۹۷باز آمد آن نگار که از ما بریده بود
  8. شمارهٔ ۹۸بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.