پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

زهی من وفای تو نا دیده هیچ

بغیر از جفای تو نشنیده هیچ

مرا دست هجرانت خاری نهاد

گل دلگشای تو ناچیده هیچ

ز مهرت تنم گشت همچون هلال

مه دلربای تو نادیده هیچ

تو خورشید حسنی و من ذره وار

برون از هوای تو نگزیده هیچ

نکردست ابن یمین سرمه ئی

به از خاک پای تو در دیده هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند
  2. شمارهٔ ۹۳امیدوارم از آنمه که مهربان گردد
  3. شمارهٔ ۹۴آن ترک یغمائی نگر دلها بیغما میبرد
  4. شمارهٔ ۹۵آندم که مرا فرقت آن لعبت چین بود
  5. شمارهٔ ۹۶آنها که درین دوران صاحبنظران باشند
  6. شمارهٔ ۹۷باز آمد آن نگار که از ما بریده بود
  7. شمارهٔ ۹۸بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد
  8. شمارهٔ ۹۹بر برگ گلش سنبل سیراب ببینید
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.