پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

باز آمد آن نگار که از ما بریده بود

و ز هجر او قرار ز دلها رمیده بود

بر صورتیکه دیده رضوان بباغ خلد

حوری نظیر آن بت زیبا ندیده بود

زنجیر عنبرین ز سر زلف ساخته

گوئی که شور این دل شیدا شنیده بود

بر روی همچو ماه چو منشور شهریار

بهر فریب خلق دو طغرا کشیده بود

گل را بپای و پیرهن لعل را ز سر

از رشک روی آن بت رعنا دریده بود

سرو سهی که بر چمن آزاد می زید

در بندگیش قامت والا خمیده بود

عشق من و حکایت حسنش بهر مقام

همچون حدیث وامق و عذرا رسیده بود

دل بیقرار بود ز سودای زلف او

گوئی که تاب طره حورا ندیده بود

ابن یمین گناه چه بر دل همی نهی

اول بنای فتنه و غوغا ز دیده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹بر برگ گلش سنبل سیراب ببینید
  2. شمارهٔ ۱۰۰با من و دلدار من جز بخت در مجلس مباد
  3. شمارهٔ ۱۰۱بوئی که ز چین سر زلفت بمن آید
  4. شمارهٔ ۱۰۲با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد
  5. شمارهٔ ۱۰۳بازم از دیده در بار گهر می‌آید
  6. شمارهٔ ۱۰۴بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهد
  7. شمارهٔ ۱۰۵تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شد
  8. شمارهٔ ۱۰۶تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.