پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد

بس غالیه سائی که نسیم سحری کرد

در معرض بالای بلندت بسوی سرو

هر کس که نظر کرد ز کوته نظری کرد

زد با دهنت غنچه ز خود لاف و از اینروی

در پیش ریاحینش صبا پرده دری کرد

ایدل مرو اندر پی آن ترک پریوش

کایام بغم مدت عمرم سپری کرد

دیوانگیی باشد اگر مردم عاقل

گویند که سر در سر سودای پری کرد

واجب بود آواره شدن از وطن خویش

آنرا که طلبکاری یاری سفری کرد

شد شهره بشیرین سخنی ابن یمین زان

کش طوطی جانرا لب لعلت شکری کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸جز زلف یار غالیه بر روی مه که کرد
  2. شمارهٔ ۱۰۹جز رخ یار من بهار که دید
  3. شمارهٔ ۱۱۰جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود
  4. شمارهٔ ۱۱۱چون نبات از شکر میگونش سر بر میزند
  5. شمارهٔ ۱۱۲چو روی آن پری پیکر گلی بیخارکی باشد
  6. شمارهٔ ۱۱۳چون پسته خندان توأم در نظر آید
  7. شمارهٔ ۱۱۴خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشید
  8. شمارهٔ ۱۱۵دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.