پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود

از ما بجهان باقی جز نام نخواهد بود

شادی وصالت را اغیار نمی بیند

گوئی غم هجرانرا انجام نخواهد بود

با طوطی جان گفتم گرد شکرش کم گرد

کان سلسله مشکین جز دام نخواهد بود

آرام نمیگیرد بر روی تو زلف آری

کس را بِه‌بَرِ آتش آرام نخواهد بود

ما را شِکَری باید از پسته خندانت

گیرم که سلامی نه دشنام نخواهد بود

هست ابن یمین از تو خشنود بدشنامی

از تو طمعش زین بیش اکرام نخواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲چو روی آن پری پیکر گلی بیخارکی باشد
  2. شمارهٔ ۱۱۳چون پسته خندان توأم در نظر آید
  3. شمارهٔ ۱۱۴خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشید
  4. شمارهٔ ۱۱۵دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد
  5. شمارهٔ ۱۱۶در خواب اگر خیال تو بر من گذر کند
  6. شمارهٔ ۱۱۷روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شود
  7. شمارهٔ ۱۱۸روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
  8. شمارهٔ ۱۱۹زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.