پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

چو روی آن پری پیکر گلی بیخارکی باشد

چو قدش سر و سیم اندام خوش رفتار کی باشد

کجا یاقوت رمانی بمیگون لعل او ماند

و گر ماند بلعل او چنان دربار کی باشد

دهانش از لب کوثر بسی خوشتر که از کوثر

نخیزد در و گر خیزد همه شهوار کی باشد

غم عشقش بدلداری برد هرگز کسی چون من

مرا همچون غم عشقش کسی دلدار کی باشد

گرم جان در سر مهرش رود زو بر نگیرم دل

ز جان باشد شکیبائی ولی از یار کی باشد

مرا مستی عشق او ز سر بیرون نخواهد شد

چو عشقش در دهد ساغر کسی هشیار کی باشد

گروهی را شگفت آمد که جان در کار او کردم

ولی ز ابن یمین آخر شگفت اینکار کی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشید
  2. شمارهٔ ۱۱۵دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد
  3. شمارهٔ ۱۱۶در خواب اگر خیال تو بر من گذر کند
  4. شمارهٔ ۱۱۷روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شود
  5. شمارهٔ ۱۱۸روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
  6. شمارهٔ ۱۱۹زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد
  7. شمارهٔ ۱۲۰ز آنروی طره بر رخ دلدار کج نهند
  8. شمارهٔ ۱۲۱ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.