پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

ز آنروی طره بر رخ دلدار کج نهند

که‌اهل خرد طریقه طرار کج نهند

گیرد مناسبت به رخ و زلف یار من

گر شاخ سنبل از بر گلنار کج نهند

حقا که لاف راستی از سرو بوستان

در پیش قامتش گه رفتار کج نهند

از سر کلاه حسن نهد شاه اختران

خوبان ز راه ناز چو دستار کج نهند

در کوی عشق راست نهادند جمله روی

آنها که پای بر سر بازار کج نهند

گفتی که با تو راست دلم، برمگرد از آن

انکار کردن از پس اقرار کج نهند

پرگار عاشقان خم ابروی جفت تست

در طاقش ارچه قاعدهٔ کار کج نهند

گر جان طلب کنی بدهم زآنکه اهل دل

کردن به جان مضایقه با یار کج نهند

ابن یمین به عشق تو جان داد و دم نزد

زیرا که عاشقان همه گفتار کج نهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲زمانه رونق کارم بکام می نکند
  2. شمارهٔ ۱۲۳سنبل زلف تو چون از گل تر بردارند
  3. شمارهٔ ۱۲۴سنبل غالیه گون بر گل تر میشکند
  4. شمارهٔ ۱۲۵شادباش ای دل که حالت پیش جانان گفته اند
  5. شمارهٔ ۱۲۶شراب عشق چون در جام کردند
  6. شمارهٔ ۱۲۷صبحدم بادی که از سوی خراسان می‌دمد
  7. شمارهٔ ۱۲۸صبا ز برگ گلش چون کلاله بر گیرد
  8. شمارهٔ ۱۲۹طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.