پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد

مرا ز نرگس تر آب ارغوان بچکد

ز غنچه لب یاقوت رنگ او چه عجب

که خون شود دل لعل از عروق کان بچکد

زرنگ و بوی ندانم گلاب یا عرق است

خویی که از رخ آنماه مهربان بچکد

ز شرم عارض چون ماه او شگفت مدار

گر آب از آتش خورشید آسمان بچکد

بدان امید که صفرای او شود کمتر

ز ثقبه عنبیم آب ناردان بچکد

تن نزار من از عشق او چنان زرد است

کزو بجای عرق آب زعفران بچکد

ز لطف خود بسرم دست اگر فرود آرد

چو خوی زهر بن مویم هزار جان بچکد

گهی که ابن یمین وصف آن نگار کند

ز نازکی سخن آید که آب از آن بچکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳سنبل زلف تو چون از گل تر بردارند
  2. شمارهٔ ۱۲۴سنبل غالیه گون بر گل تر میشکند
  3. شمارهٔ ۱۲۵شادباش ای دل که حالت پیش جانان گفته اند
  4. شمارهٔ ۱۲۶شراب عشق چون در جام کردند
  5. شمارهٔ ۱۲۷صبحدم بادی که از سوی خراسان می‌دمد
  6. شمارهٔ ۱۲۸صبا ز برگ گلش چون کلاله بر گیرد
  7. شمارهٔ ۱۲۹طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیرد
  8. شمارهٔ ۱۳۰عاشق اول ز سر جان و جهان برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.