پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

سنبل غالیه گون بر گل تر میشکند

ظلمت شام بر انوار سحر میشکند

هر زمان پسته شیرینش که شور شهر است

خنده ئی میزند و نرخ شکر میشکند

هر دمی حسن جهانگیر وی از ابرو و چشم

ساخته تیر و کمان قلب دگر میشکند

تا من از رشته دندانش سخن میگویم

از لطافت سخنم قدر گهر میشکند

میکند بر دل من پیرهن صبر قبا

از سر ناز کله گوشه چو بر میشکند

ناصوابست که آن ترک خطا بی سببی

دل بیمار من خسته جگر میشکند

از می عشق چنان مست شدست ابن یمین

که در خانه معشوق بسر میشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶شراب عشق چون در جام کردند
  2. شمارهٔ ۱۲۷صبحدم بادی که از سوی خراسان می‌دمد
  3. شمارهٔ ۱۲۸صبا ز برگ گلش چون کلاله بر گیرد
  4. شمارهٔ ۱۲۹طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیرد
  5. شمارهٔ ۱۳۰عاشق اول ز سر جان و جهان برخیزد
  6. شمارهٔ ۱۳۱عاشقان تا ز کمند غم عشقت نرهند
  7. شمارهٔ ۱۳۲عشق تو گر ضلال دل ماست گر رشاد
  8. شمارهٔ ۱۳۳عاشقان چون عزم رفتن سوی دلبر کرده اند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.