پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

شراب عشق چون در جام کردند

خرد را مست و بی آرام کردند

چه با لذت میی بود آنکه گوئی

ز میگون لعل جانان وام کردند

چو نام دلبر از مطرب شنیدند

بکلی ترک ننگ و نام کردند

ز عشقش دست بر دنیا فشاندند

دو عالم را بزیر گام کردند

بماند از رشک دست سرو بر سر

چو یاد سرو سیم اندام کردند

غلام آن رخ و زلفم که گوئی

سحر را همنشین با شام کردند

سرشک همچو لعل و روی چون زر

ز حالم خلق را اعلام کردند

کشید ابن یمین بر یاد لعلش

نخستین باده کاندر جام کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸صبا ز برگ گلش چون کلاله بر گیرد
  2. شمارهٔ ۱۲۹طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیرد
  3. شمارهٔ ۱۳۰عاشق اول ز سر جان و جهان برخیزد
  4. شمارهٔ ۱۳۱عاشقان تا ز کمند غم عشقت نرهند
  5. شمارهٔ ۱۳۲عشق تو گر ضلال دل ماست گر رشاد
  6. شمارهٔ ۱۳۳عاشقان چون عزم رفتن سوی دلبر کرده اند
  7. شمارهٔ ۱۳۴گرد گلت سبزه تر میدمد
  8. شمارهٔ ۱۳۵گر بوصل خودم آنماه زمانی بدهد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.