پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

صبحدم بادی که از سوی خراسان می‌دمد

چون دم روح‌القدس در پیکرم جان می‌دمد

باد صبح است این ندانم یا نسیم پیرهن

کز برای نور چشم پیر کنعان می‌دمد

چون گذر کرد است بر خاک خراسان لاجرم

روح‌پرور چون نسیم باغ رضوان می‌دمد

می‌نشاند آتش اندوه دل چون آب رز

باد روح‌افزای کز خاک خراسان می‌دمد

باد را خاصیت جان‌پروری دانی که چیست

زآن سبب کز کوی چون فردوس جانان می‌دمد

آن مسیحادم که انفاسش بود جان‌بخش از آنک

از میان چشمه‌سار آب حیوان می‌دمد

چین زلفش می‌کند یغما نسیم صبحدم

خوش نفس چون نکهت مشک ختن زان می‌دمد

بلبل طبع مرا آمد نسیم کوی او

همچو باد صبحگاهی کز گلستان می‌دمد

می‌برد جمعیت از ابن یمین یکبارگی

نفحه‌ای کز چین آن زلف پریشان می‌دمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیرد
  2. شمارهٔ ۱۳۰عاشق اول ز سر جان و جهان برخیزد
  3. شمارهٔ ۱۳۱عاشقان تا ز کمند غم عشقت نرهند
  4. شمارهٔ ۱۳۲عشق تو گر ضلال دل ماست گر رشاد
  5. شمارهٔ ۱۳۳عاشقان چون عزم رفتن سوی دلبر کرده اند
  6. شمارهٔ ۱۳۴گرد گلت سبزه تر میدمد
  7. شمارهٔ ۱۳۵گر بوصل خودم آنماه زمانی بدهد
  8. شمارهٔ ۱۳۶گر چشم من ایجان جهان روی تو بیند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.