پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

گر چشم من ایجان جهان روی تو بیند

هم صورت و هم معنی جان روی تو بیند

باد سحری چون گذرد بر ورق گل

هر صفحه که روشنتر از آن روی تو بیند

تو روی مپوش از من شیدا که نیم من

آنکس که بصد وهم و گمان روی تو بیند

خورشید صفت روی تو پیداست بر آنکو

در جمله ذرات همان روی تو بیند

از غایت شوقی که بود ابن یمین را

تا دیده او اشک فشان روی تو بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ماهروی من اگر پرده ز رخ بگشاید
  2. شمارهٔ ۱۳۹مرا بمجلس انس تو بار چون نبود
  3. شمارهٔ ۱۴۰مرا ز عشق تو گر شادیی به جان نرسد
  4. شمارهٔ ۱۴۱مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند
  5. شمارهٔ ۱۴۲نرگس مست تو گر دست بدستان نبرد
  6. شمارهٔ ۱۴۳نرگس مست تو این فتنه که بنیاد نهاد
  7. شمارهٔ ۱۴۴نگار ماه رخم چون نقاب بگشاید
  8. شمارهٔ ۱۴۵هست وقت عیش ساغر در دهید
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.