پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

نگار ماه رخم چون نقاب بگشاید

ز خجلتش عرق از آفتاب بگشاید

شوم بنفشه وش از فرق تا قدم همه گوش

گهی که غنچه ز بهر خطاب بگشاید

رخش ببینم و اشکم شود روان آری

ز دیده پرتو خورشید آب بگشاید

بچار میخ بلا در کشد چو خیمه دلم

بیک گره که ز مشکین طناب بگشاید

چو لعل او به تبسم گهر فشان گردد

ز جزع بنده عقیق مذاب بگشاید

توان رسید بکام از لبش بوعده او

گهی که آبحیات از سراب بگشاید

مرا هوای لب می پرست او چه عجب

ز ثقبه عنبی گر شراب بگشاید

دری بر ابن یمین از بهشت باز شود

نگار حور وشم گر نقاب بگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶هر که ما را در هوای او ملامت میکند
  2. شمارهٔ ۱۴۷هر نسیمی که ز خاک در جانان باشد
  3. شمارهٔ ۱۴۸هر کس که بکام از سر کوی تو گذر کرد
  4. شمارهٔ ۱۴۹هر که را در سر هوای چون تو دلداری بود
  5. شمارهٔ ۱۵۰یک قدح می دوبدره زر ارزد
  6. شمارهٔ ۱۵۱آمد بهار و وقت نشاطست می بیار
  7. شمارهٔ ۱۵۲ای رخ خوب تو چون گل چمن آرای دگر
  8. شمارهٔ ۱۵۳ای ماه مهربان مه مهرست می بیار
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.